تبليغاتX
امروز و فردا

Sun 29 Nov 2009

اهدا به روح مقدس پدرانی که در راستای کار و خدمت، در غربت جان فدا کردند!

تقدیم به نسل یتیم که در نیمه راه زندگی بی "بابا همسفر" شده اند:  

                                                 بابا همسفر

 بازوان پر مهر و استوارش را آهسته تکانی دادم و با آواز گرفته و لرزان صدا زدم،  با با !  با با همسفر!  بیدار شو، منزلت کجاست؟  شاید خانه ات نزدیک شده باشد!.  من چه ساده و سطحی نگر بودم که خانه را فقط در شکل دیوار و چهار چوب میدیدم و منزل را در امتداد کوچه ای حسرت و تنهایی! 

  بابا همسفر به سر منزل مقصود رسیده بود، او با دل آرام ، قلب مطمین، روح رستگار،  احساس نیک و نیت پاک ارادهء تولد از جنس عشق و شناختی دیگری کرده بود!  بابا به خواب ناز ابد رفته بود.  واین  من هستم خسته، تنها و بی یار و بی همسفر، سر گردان در نیمه راهی سفر کرده که نه راهی بازگشت دارم و نه امید همسفر شدن دوباره!   او دیگر نیاز به قطار زندگی از جنس زمین نداشت تا طی منزل کند، او خود سبکبال تر از فرشته به سویی آسمان آبی به پرواز در آمد و ترک خاکیان کرد تا به خدا برسد، و از آن بالا ما را دعا گو باشد و خدا را شاکر گردد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حفیظالله خُرم در 18:24 |  لینک ثابت   • 

Fri 27 Nov 2009

با اینکه عید ندارم ! ولی عیدت مبارک دوست !

 خجسته عید سعید قربان به شما و خانواده محترم تان مبارک باد!

لحظات خوب و خوش و عید پر برکت و با سعادت برای شما آرزو مندم.

نوشته شده توسط حفیظالله خُرم در 11:40 |  لینک ثابت   • 

Mon 23 Nov 2009

سلسله مراسم تا کنون ادامه دارد = این بار از داوود زادگاه استاد تا ناوه و تا مرکز جاغوری !

 گزارش از جاغوری:

مراسم با عظمت بمناسبت رحلت استاد خرمی توسط شورای علما و فرهنگیان جاغوری در مرکز!

مراسم با شکوه تو سط علما، معلمین و دانشجویانی لیسه امام مهدی و فرهنگیان ناوه، در منبر عمومی غیب علی داوود-ناوه ! 

منبع گزارش مرکز: جاغوری یک     http://www.jaghori1.com/

گزارش از مومن زاده - سنگماشه           

هم چنین روز يكشنبه مورخه 1/۹/88 مراسم فاتحه خواني و ختم قران بمناسبت رحلت مرحوم حجه الاسلام والمسلمین حاج اقای استاد خرمی داوود در مركز جاغوري با عظمت  خاصي برگزار گرديد.

  شركت كنندگان در این مراسم را اقشار مختلف -روحانيت ، روشنفكران، بزرگان ، جوانان ، دانشجويان ، كسبه كاران و بازاريان - تشکیل می دادند  آنها دسته دسته از راه دور و نزدیک، از سرا سر جاغوري به پاس احترام و گرامی داشت یاد و نام آقای حاج خرمی و ارج گذاشتن و تقدیر از کار کردها و خدماتش با حضور انبوه  و صمیمی شان در مراسم شرکت نموده و به جلسه شکوه و عظمت خاص بخشیده بودند.

مراسم ختم و گرامي داشت شامل سه بخش بود :

 ختم قرانكريم فاتحه ، سخنراني ، ومداحی و روضه  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حفیظالله خُرم در 10:10 |  لینک ثابت   • 

Sat 31 Oct 2009

پدر رفت!

                                  انالله و انا الیه را جعون

           چه سخت است مرگ تنهایی -  چه سخت است مرگ در غربت

چه شکوهمندزیستی، چه هدفمند زندگی کردی،چه مخلصانه خدمت مردم و وطن کردی و چه عاشقانه به خدا پیوستی!

الحاج استاد خرمی به خدا پیوست! روحش شاد و یادش گرامی باد!

رحلت جانگداز پدر عزیز و یاور مهربانم را به:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حفیظالله خُرم در 11:30 |  لینک ثابت   • 

Wed 28 Oct 2009

ا فغانستان در دور دوم - ا نتخابات از جنس گزار یا گذار!؟

 آقای کرزی تنها گزینهء برای غربیها خواهد بود! سخن از شایستگی کرزی نیست، بلکه غیر از کرزی هزینه سنگین خواهد داشت!

برای آمریکا و متحدانش، مشکل و بی نهایت پر هزینه خواهد بود که بعد از هشت سال سرمایه گذاری بالای آقای کرزی، شخص دوم را از نقطه صفر بر کرسی ریاست بنشانند، آقای کرزی تنها گزینهء برای غربیها خواهد بود، نه اینکه کرزی شایستگی بهتر دارد بلکه غیر از کرزی هزینه سنگین خواهد داشت.  نظر به برنامه و خط مش سیاسی و اقتصادی کشورهای زی دخل در افغانستان، خیلی مهم نیست که کی ریئس جمهور سمبولیک باشد، چون سیاست قبل از قبل طرح میشود و فقط شکل ظاهری اجرایی آن به دوش ریئس دولت افغانستان میباشد و آن شخص چه کرزی باشد و چه احمدزی و چه عبدالله.  هزینهء را که در مدت هشت سال بالای کرزی مصرف کرده اند حا لا نیاز ندارند که هزینه هنگفت را مصرف معرفی احمدزی و یا کدام زی دیگر نمایند، چون هر زی که بر کرسی باشد سیاست یک خواهد بود، پس چه بهتر که  کرزی معرفی شده و به راه افتاده و در قالب جور آمده را در مقام ظاهری اجرایی در اختیار داشته با شند.

بازیگران غرب با سیاست روان شناسانهء شان،  بازی روانی دیگری را در اذهان داشتند، برای آنان به دور دوم رفتن انتخابات افغانستان مهم نبود و نیست، بلکه با منحل کردن و تقلبی دانستن انتخابات، چهار هدف عمده را دنبال میکنند:

1: اخطار به کرزی:

2: دلجویی از مجاهدین:

3: تقلبی دانستن حکومت احمدی نژاد:

4: اطمنان به جهانیان:

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حفیظالله خُرم در 1:27 |  لینک ثابت   • 

Sun 18 Oct 2009

مردم هزاره، همان مردم غورند که دری زبان بوده و هستند، کمی آن سو تر، این مردم و سرزمینش زابلی و زابلس

نوت: بحث زبان، در بخش نظرات ادامه دارد و همه دوستان نقد و نظر خوب شانرا داده اند، ولی بحث بطور تحلیلی و تاریخی میان اقایان محمدی و فیاض ادامه پیدا کرد، که نبشته ای زبان و لهجه، محتوا و غنایی خاص به خود گرفت به یقین که بر آگاهی ما افزود و سخن نو اموختیم. 

محمدی عزیز اتفاقا من هم در صدد همین کار بودم ولی انتظارم سه علت داشت:

1: منتظر جواب اقای فیاض بودم
2: منتظر اعلان رسمی خاتمه بحث از طرف شما (آقایان محمدی و فیاض) بر اختتام بحث تان بودم.
3: نظر نهایی خودم را با در نظر داشت تحلیلی و تاریخی شما دوستان می نوشتم.

ولی حالا خوشحالم که شما نظریات را خوب جمعبندی و در خدمت دوستان قرار دادید.

ناگفته نماند که عنوان اصلی برگرفته از فرموده هایی آقای محمدی است. 

امروز و فردا: از همه دوستان بخصوص از محمدی عزیز و فیاض گرامی نهایت سپاسگزارم .

منبع : جامعه ای نو   http://jameahnew.blogfa.com/

امروز و فردا---- تشکر.

 ادامه بحث اقایان محمدی و فیاض را اینچنین به خوانش میگیریم:

هزارگی؛ زبان مستقل یا لهجه ای از زبان دری؟

(گفت­و­گوی من و عزیز فیاض)

جناب آقای خرمی خرم در وبلاگ وزین امروز و فردا http://www.imrozfarda.blogfa.com/؛ مقاله­ای با عنوان آیا گویش هزارگی زبان جدا گانه است، یا یکی از لهجه های گفتاری زبان دری؟ در مورد زبان هزاره­ها و یکی بودن آن با زبان دری، نوشته­اند که در بخش نظرات، آرای متفاوت و مفیدی داده شد که گفت و گوی من و جناب آقای عزیز فیاض ادامه یافت. به دلیل آن که این مبحث جنبه عمومی دارد و بخشی از حقایق را تا حدودی روشن می­کند؛ به عنوان نماینده دو دیدگاه در این این جا نشر می­شود. من در آینده­ای نزدیک در مورد زبان هزاره­ها و همسانی آن با زبان اوستایی و نیز خاستگاه نژادی هزاره ها خواهم نوشت. اینک گفت و گوها؛


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حفیظالله خُرم در 22:43 |  لینک ثابت   • 

Wed 14 Oct 2009

چرا من زندگی را در وجود تو سراپا رنگ میبینم!؟

****به پیشواز دیدار ****

بیا که زندگی با توست!

 

هزاران تاب خوردم تا هزار افسانه در دل کاشت

ولی من تا هنوز در لا بلایی گردش موج دو دریا! چشم

نه یک تصویر و نه یک من! هزار تصویر میبینم

هزاران خود! هزاران من! هزار افسانه ای دیگر


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حفیظالله خُرم در 17:55 |  لینک ثابت   • 

Tue 8 Sep 2009

آیا گویش هزارگی زبان جدا گانه هست، یا یکی از لهجه های گفتاری فارسی-دری ؟

                                       

 به بهانهء بحث وارده "چاپ کتاب شعر هزارگی "نوبوکو" از لیاقت علی عا جز"! -در وبلاگ هزاره های کویته،  به مدیر مسوُلیت برادر پر تلاش فرهنگی جناب عبدالله رفیعی !

گفتمان زبان شناسی و ادبیات زبانی، بحث ریشهء مهم و عمیق هست با مسوُلیت سخت و سنگین، دانشمندان  زبان شناس و استادان ادبیات  ودستور زبان فارسی (دری) باید با کالبد شکافی دقیق زبان وبستر فرهنگی و ادبی آن پرداخته و موضع را  از طریق کار شناسی، ریشه یابی و تشریح و توضح نمایند،  که آیا میتوان  لهجه ها را جز زبان و یا زبان را جز لهجه ها و یا لهجه را زبان مستقل دانیست یا خیر؟

در آغاز، زبان را میتوان به دو بخش عمده تقسیم بندی نمود:

1: زبان گویشی یا گفتاری

2: زبان کتابت یا نوشتاری

   هزاره ها فارسی زبان و گویش هزارگی شان یکی از لهجه های زبان غنی فارسی –دری هست، دوستانیکه در این نظر هستند که زبان هزارگی مثل زبان اردو دارای لغات فارسی هست،  همانطوریکه اردو یک زبان مستقل هست پس هزارگی هم مستقل خواهد بود، سخت در اشتباه اند.  بحث! بحثی اشتراک چند تا واژه و لغات اشتراکی نیست  و اشتراک لغات و استعمال آنها به مفهوم زبان مستقل نبوده و نیست.  زبانهای عربی، فارسی، اردو، هندی و پشتو و ازبکی، واژه ها و  لغاتهای زیادی را مشترکا استعمال میکنند، این به معنای آن نیست که همه یک زبان باشند، همینطور اگر لغات ترکی مغولی در زبان فارسی هزارگی وارد و یک لهجهء خاص را به وجود آورده ضامن یک زبان جداگانهء به نام زبان هزارگی هم شده نمی تواند.

زبان خیلی ها بزرگتر و سیعتر و پیچیده تر از چند تا لغات و واژه  هست، واژه ها و لغات بوجود اورنده زبان مشخص نیست بلکه ابزار تکمیلی آن میتواند باشد.

خواستم این بحث سخت و سنگین را در خانهء دوست "امروز و فردا" به نقد و نظر بیگیریم.

لطفا بیل از جنس قلم بگیرید و جویی آبی را از جنس نقد و نظر جریان دارید، تا گل سخن تان در مزرعه کوچک فرهنگی "امروز و فردا" سبز نماید، و  تازگی، خوشرنگی و خوشبویی بخشد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حفیظالله خُرم در 2:19 |  لینک ثابت   • 

Tue 25 Aug 2009

سنت و مذهب دو همکار دیرینه و برادران هم سر نوشت!

بستر سالم فرهنگی و علمی را باید تقدیر کرد و تقویت نمود  و کمال بخشید. 

  فضای تازه ایجاد شدهء سیاسی و جریان جدید به راه افتاده دموکراسی را باید فرصت داد

 گامهای آغازین انتخابات را باید برداشت  و تصمیم انتخابگر و انتخاب شدن را باید گرفت و تمرین کرد.

 داستان منفی منطقه گرای، دسته سازی، خانوار به رُخ کشی و قوم پرستی ،  قصهء کهنه و تکرار عادات ناسا لم دیرینهء هست که سالها و قرنها بار بار ضربه انرا خورده و حربه آنرا دیده ایم. تکرار عمل منفی که بر مبنا نفاق، چند پارچگی و ضرر جامعه و مردم باشد باید نقد زد و در پی اصلاح آن بر آمد، و این وظیفه همه است نه قشر خاص.

 آزاد بودن نامزدی و حق داشتن کاندید شدن را هیچ کس منکر نیست بلکه پختگی جامعه را میرساند ،اگر براصل خدمت و کار،  خیر همگانی ،  سعادت جمعی و رشد و ارتقای جامعه و مردم باشد  ولی اینکه اگر نامزد شدن  بر مبنای رقابت نا سالم منطقه گرایی و دسته سازی و قوم پرستی و منافع شخصی باشد و از تعداد رای دهنده  رای گیرینده زیاد شوند، این نه کار منطقی هست و نه عمل هست در خور عقل  و و جدان، در نتیجه رای مردم  ضایع، اعتماد مردم  مسخره و سرنوشت شان به بازی گرفته خواهند شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حفیظالله خُرم در 1:28 |  لینک ثابت   • 

Fri 7 Aug 2009

پنج سال از انتخابات جمهوری اول گذشت و بار تاریخ گردید و اینک با پایان پنج آغاز پنج دیگر را...

با اینکه شیوه فکری تامس هابز در جامعه پر هرج و مرج امروزی ما صادق هست ولی من هنوز از مکتب ایشان گریزان و امیدم را به راهی دور دوخته ام که شاید روزی ما هم به مکتب جان لاک برسیم و استشمام آزادی نموده، حق انتخاب بر مبنای شناخت، اراده ای حرکت بر اصول خردورزی و تصمیم کار بر مبنای آگاهی کنیم تا در سرزمین اصیل دموکراسی و مردم سالاری تابعیت شهروندی گیریم و هر پنج سال در صف انتخابات آگاهانه، عادلانه و با درک و شناخت از هم پیشی گرفته و جمهوری های سوم، چهارم، پنجم و .......را به ثمر رسانیم.  پس این راه را باید رفت و پیمود ولو آغازش بر مبنای هرج و مرج باشد و یا بیهوده در تاریکی بار سفر بستن، بازهم نا رفته ها را باید رفت تا رسید به نارسیده ها.   

بلاخره عکس قرقلی سر برنده انتخابات شد و جناب حامد کرزی را د یدیم که وارد ارگ ریاست جمهوری گردید  و سالها گذشت تا به پنج رسید و اینک عدد پنج با پایانش آغاز میگردد و بار دیگرنه تنها سر نوشت ساز برای کاخ نیشینان و قصر روانان هست بلکه سر نوشت یک کشور و یک ملت را رقم میزند. پنج سال از انتخابات جمهوری اول گذشت و بار تاریخ گردید و اینک با پایان پنج آغاز پنج دیگر را روی دست داریم. کاش دنبال کمییت و اعداد نمی بودیم و هدف از جنس کیفیت و کارکردها، خواب دیرینه ما را تعبیر میکرد.

 جناب رئس جمهور دیروز مردم با همه صداقت و شوق بدون شناخت از شخص شما و با اندک آشنایی با عکس شما، به صاحب عکس اعتماد کردندو انتخابش نمودند  و شما را به جایگاه مرد شماره یک کشور نشاندند، امروز شناختی که از شما دارند در شک و ترددند و شاید از روی ناچاری وبا  دلهرگی اینبار نه به عکس مورد اعتماد دیروز شما  بلکه به شخص بی اعتماد امروز شما رای دهند چون گزینه بهتر از شما نیست، دوست ندارم از مقوله  " بد و بدتر، و بد بهتر از بدتر است "،  استفاده کنم  ولی نگذارید در فرداها این کلمه پسوند نامت گردد.  لطفا یادت باشه با دل ساده و آرمان دیرینه مردم بازی نکن که درآینده، نه تنها به اشخاص کاندید اعتماد نخواهند کرد بلکه به کلمه انتخابات بی اعتماد شده و مسیر تازه رفته را نیمه تمام خواهند گذاشت.

نوت: مقاله  جالب و خواندنیست و ارزش آنرا داراست تا کلیکی بر ادامه مطلب زده و چند دقیقه را با ***امروز و فردا*** باشید، لطفا متن اصلی را در ادامه مطلب به خوانیش گیرید و نظر تانرا دریغ نه فرمائید.

 تشکر


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حفیظالله خُرم در 2:24 |  لینک ثابت   •