تسلیت کیلوی چند است

پیامبران متضاد، متولد از بطن یک حادثه

در گذشته های دور که هنوز ادمیت نفس می کشید، تسلیت به ارزش حد اقل کچالو در گوشه و کنار شهر وجدان ها بالای کراچی های عاطفه و احساس-" بنی آدم اعضای یک دیگر اند" - پیدا می شد و از اهمیت، معنی و مفهوم خاص برخور دار بود.  اما بیش از یک دهه میشود که دولت اسلامی افغانستان همه واردات و صادرات ، کشت و زرع " تسلیت " را انحصاری ساخته است، تا وسیله ای تظاهری، تشریفاتی/سیاسی باشد برای تسلای دل های هر دم شکسته ای مردمی که صد بار شکسته و افتاده اند.  از طرفی خروار ها بوجی محکوم کف دریایی که همه ساله برای تو جیه اعمال ضد انسانی برادران ناراضی به ادرس مردم پست می شوند، بازار پوقانه ای ریا، تزویر، تعصب و تباهی را در گوشه و کنار کشور رنگ و رونق بخشیده است.

 "تسلیت ومحکوم"، دوقلوی عجیب و غریب اند متولد از بطن یک حادثه!  افغانستان یک کشور است،  میمنه یک شهر است، عید یک روز است، انفجار یک حادثه ای تلخ! اما دوقلوی" تسلیت و محکوم "انفجار زاده های هستند که به چه آسانی و سادگی پیامبران کاملا متضاد هم می شوند! یکی بار تسلیت را بسوی کلبه های به دوش می کشد که زندگی را در آنجا کشته اند و خلق الله را اسیر گریه و ماتم ساخته است؛  دگری بوجی محکوم را در میان جمعی دهن باز می کند که آنها خنده و سر مستی را برای کشتن و نابود ساختن جان آدم ها پیشه ساخته اند، بر شاعر کی گفته است " بنی آدم اعضای یک دگر اند" لعنت می فرستند و به زعم  مذهبی شان " بنی آدم  اجساد یک انفجار" افتخارمی کنند و سخت باورمند جهل و تباهی وخشونت اند.

ادامه نوشته

سومین سالگرد مهربان یاورم استاد خرمی تسلیت باد

... میچید هفت شد با تو ...
تقدیم به تویی که همیشه عاشقت بودم، فقط با یک تفاوت! امروز خیلی ها بیشتر از دیروز!. چرا همیشه داشتن را بعد از نداشتن میتوان درک و سنجش کرد!؟ خوشا که به داشتنت عشق میورزیدم و نداشتنت را می پرستم !

پدر در آسمان پیچید و میچید شد
حفیظ در کرهُ خاکی کنار تک درخت ایستاد

به با لا آسمان می دید، زبانش هفت و شش می گفت
چرا میچید امشب روشن و پر رنگ! ولی شش نیست!؟

بیا بشمار میچید هفت گردیده است
عجب آه! به من گفتند که میچید هفت شد با تو

ولی من تا هنوز در در مرز شش با هفت در فکرم
خوشا با حال میچید شش ستاره هفت گردیده است

ادامه نوشته

محقق رهبر سنتی یا سیاستمدار مدرن

محقق رهبر سنتی یا سیاستمدار مدرن

بهتر است قبل از هر نقد و نظر،باید جایگاه، امکانات، وضعیت اجتماعی، شرائط سیاسی و موقعیت جیو پولیتیک  شخص مذکور را در جغرافیایی مشخص مورد توجه قرار داد. رهبران سیاسی میلیتهای محروم افغانستان حاصل دو قرن محرومیت، بد بختی، تبعیض و تعصب هویتی و دولتی، در موارد قتل عام، در نهایت حاصل سه دهه جنگ بیرون مرزی و داخلی می باشند.  بدون شک حاصل جمع این همه اضداد و پرادوکس سنت/مذهب و مدرنته، سیاستمداران همچون محقق را به جامعه تحویل خواهند داد. افغانستان از یکطرف قرنهاست بار و پشتاره دینی را با اعتقادات زمخت و سنگین مذهبی بر دوش دارد، از طرف دیگر شدیدا پاه بند به سنت ها، در بعضی موارد حتی از سنت و رسم و باورهای خرافاتی جدا دفاع و یا پیروی می کند، آیا میشود حاصل همچون جامعه را با دید گاه و توقع غربی شناسایی و تعریف کرد. بهتر است گاهی پیاله را نیمه پر دید و در مواردی تلاشگر و سازنده بود تا فقط اعتراض گر و تخریب کننده.


آقای محقق بدون شک کم و کاستی، شکست و پیروزی، کار کردها با دست آورد های مختلف ملی/قومی را دردرازایی سی سال با مردم شریک ساخته است، چنانچه نمی شود از اشتباهات سیاسی ایشان چشم پوشی کرد، اما درمیدان نا هموار و دلدلزار سیاسی افغانستان هر پایی توانمند خواهد لغزید و هر پهلوان چیره دست مزه شکست و پیروزی را خواهد چشید. ولی انچه محقق را برای بخشی از مردم افغانستان منحیث رهبر و یا مرد هیمشه در صحنه مورد توجه و و احترام قرار داداه است همانا مقاومت، شهامت با تجربه غنی نزدیک به 35 سال حضور دائمی ایشان در صحنه های مختلف سیاسی، اجتماعی، نظامی، عدالت خواهی و دموکراسی بشمار میرود.

ادامه نوشته