آیا گویش هزارگی زبان جدا گانه هست، یا یکی از لهجه های گفتاری فارسی-دری ؟

                                       

 به بهانهء بحث وارده "چاپ کتاب شعر هزارگی "نوبوکو" از لیاقت علی عا جز"! -در وبلاگ هزاره های کویته،  به مدیر مسوُلیت برادر پر تلاش فرهنگی جناب عبدالله رفیعی !

گفتمان زبان شناسی و ادبیات زبانی، بحث ریشهء مهم و عمیق هست با مسوُلیت سخت و سنگین، دانشمندان  زبان شناس و استادان ادبیات  ودستور زبان فارسی (دری) باید با کالبد شکافی دقیق زبان وبستر فرهنگی و ادبی آن پرداخته و موضع را  از طریق کار شناسی، ریشه یابی و تشریح و توضح نمایند،  که آیا میتوان  لهجه ها را جز زبان و یا زبان را جز لهجه ها و یا لهجه را زبان مستقل دانیست یا خیر؟

در آغاز، زبان را میتوان به دو بخش عمده تقسیم بندی نمود:

1: زبان گویشی یا گفتاری

2: زبان کتابت یا نوشتاری

   هزاره ها فارسی زبان و گویش هزارگی شان یکی از لهجه های زبان غنی فارسی –دری هست، دوستانیکه در این نظر هستند که زبان هزارگی مثل زبان اردو دارای لغات فارسی هست،  همانطوریکه اردو یک زبان مستقل هست پس هزارگی هم مستقل خواهد بود، سخت در اشتباه اند.  بحث! بحثی اشتراک چند تا واژه و لغات اشتراکی نیست  و اشتراک لغات و استعمال آنها به مفهوم زبان مستقل نبوده و نیست.  زبانهای عربی، فارسی، اردو، هندی و پشتو و ازبکی، واژه ها و  لغاتهای زیادی را مشترکا استعمال میکنند، این به معنای آن نیست که همه یک زبان باشند، همینطور اگر لغات ترکی مغولی در زبان فارسی هزارگی وارد و یک لهجهء خاص را به وجود آورده ضامن یک زبان جداگانهء به نام زبان هزارگی هم شده نمی تواند.

زبان خیلی ها بزرگتر و سیعتر و پیچیده تر از چند تا لغات و واژه  هست، واژه ها و لغات بوجود اورنده زبان مشخص نیست بلکه ابزار تکمیلی آن میتواند باشد.

خواستم این بحث سخت و سنگین را در خانهء دوست "امروز و فردا" به نقد و نظر بیگیریم.

لطفا بیل از جنس قلم بگیرید و جویی آبی را از جنس نقد و نظر جریان دارید، تا گل سخن تان در مزرعه کوچک فرهنگی "امروز و فردا" سبز نماید، و  تازگی، خوشرنگی و خوشبویی بخشد.

 

ادامه نوشته

سنت و مذهب دو همکار دیرینه و برادران هم سر نوشت!

بستر سالم فرهنگی و علمی را باید تقدیر کرد و تقویت نمود  و کمال بخشید. 

  فضای تازه ایجاد شدهء سیاسی و جریان جدید به راه افتاده دموکراسی را باید فرصت داد

 گامهای آغازین انتخابات را باید برداشت  و تصمیم انتخابگر و انتخاب شدن را باید گرفت و تمرین کرد.

 داستان منفی منطقه گرای، دسته سازی، خانوار به رُخ کشی و قوم پرستی ،  قصهء کهنه و تکرار عادات ناسا لم دیرینهء هست که سالها و قرنها بار بار ضربه انرا خورده و حربه آنرا دیده ایم. تکرار عمل منفی که بر مبنا نفاق، چند پارچگی و ضرر جامعه و مردم باشد باید نقد زد و در پی اصلاح آن بر آمد، و این وظیفه همه است نه قشر خاص.

 آزاد بودن نامزدی و حق داشتن کاندید شدن را هیچ کس منکر نیست بلکه پختگی جامعه را میرساند ،اگر براصل خدمت و کار،  خیر همگانی ،  سعادت جمعی و رشد و ارتقای جامعه و مردم باشد  ولی اینکه اگر نامزد شدن  بر مبنای رقابت نا سالم منطقه گرایی و دسته سازی و قوم پرستی و منافع شخصی باشد و از تعداد رای دهنده  رای گیرینده زیاد شوند، این نه کار منطقی هست و نه عمل هست در خور عقل  و و جدان، در نتیجه رای مردم  ضایع، اعتماد مردم  مسخره و سرنوشت شان به بازی گرفته خواهند شد.

ادامه نوشته