مردم هزاره، همان مردم غورند که دری زبان بوده و هستند، کمی آن سو تر، این مردم و سرزمینش زابلی و زابلس

نوت: بحث زبان، در بخش نظرات ادامه دارد و همه دوستان نقد و نظر خوب شانرا داده اند، ولی بحث بطور تحلیلی و تاریخی میان اقایان محمدی و فیاض ادامه پیدا کرد، که نبشته ای زبان و لهجه، محتوا و غنایی خاص به خود گرفت به یقین که بر آگاهی ما افزود و سخن نو اموختیم. 

محمدی عزیز اتفاقا من هم در صدد همین کار بودم ولی انتظارم سه علت داشت:

1: منتظر جواب اقای فیاض بودم
2: منتظر اعلان رسمی خاتمه بحث از طرف شما (آقایان محمدی و فیاض) بر اختتام بحث تان بودم.
3: نظر نهایی خودم را با در نظر داشت تحلیلی و تاریخی شما دوستان می نوشتم.

ولی حالا خوشحالم که شما نظریات را خوب جمعبندی و در خدمت دوستان قرار دادید.

ناگفته نماند که عنوان اصلی برگرفته از فرموده هایی آقای محمدی است. 

امروز و فردا: از همه دوستان بخصوص از محمدی عزیز و فیاض گرامی نهایت سپاسگزارم .

منبع : جامعه ای نو   http://jameahnew.blogfa.com/

امروز و فردا---- تشکر.

 ادامه بحث اقایان محمدی و فیاض را اینچنین به خوانش میگیریم:

هزارگی؛ زبان مستقل یا لهجه ای از زبان دری؟

(گفت­و­گوی من و عزیز فیاض)

جناب آقای خرمی خرم در وبلاگ وزین امروز و فردا http://www.imrozfarda.blogfa.com/؛ مقاله­ای با عنوان آیا گویش هزارگی زبان جدا گانه است، یا یکی از لهجه های گفتاری زبان دری؟ در مورد زبان هزاره­ها و یکی بودن آن با زبان دری، نوشته­اند که در بخش نظرات، آرای متفاوت و مفیدی داده شد که گفت و گوی من و جناب آقای عزیز فیاض ادامه یافت. به دلیل آن که این مبحث جنبه عمومی دارد و بخشی از حقایق را تا حدودی روشن می­کند؛ به عنوان نماینده دو دیدگاه در این این جا نشر می­شود. من در آینده­ای نزدیک در مورد زبان هزاره­ها و همسانی آن با زبان اوستایی و نیز خاستگاه نژادی هزاره ها خواهم نوشت. اینک گفت و گوها؛

ادامه نوشته

چرا من زندگی را در وجود تو سراپا رنگ میبینم!؟

****به پیشواز دیدار ****

بیا که زندگی با توست!

 

هزاران تاب خوردم تا هزار افسانه در دل کاشت

ولی من تا هنوز در لا بلایی گردش موج دو دریا! چشم

نه یک تصویر و نه یک من! هزار تصویر میبینم

هزاران خود! هزاران من! هزار افسانه ای دیگر

ادامه نوشته