زندگی نامه استاد خرمی
بنام نامی بزرگ حضرت دوست
که هرچه برسرما میرود اراده ای اوست !
منبع: جاغوری یک http://jaghori1.com/
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را **** تا دیگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
فرازهای از زندگی پربار عالم پارسا ، روحانی خدمت گذار ، ادیب توانا ، فقیه مسلم و استاد بزرگوار حجت الاسلام الحاج آقای خرّمی داوود !
دانش اندوزی :
استاد بزرگوار ، در سال 1316 هجری شمسی در قریه گردن داوود واقع در ناوه گری جاغوری ، در یک خانوادة فقیر روستائی چشم به جهان گشود . پدر کشاورز او ، که خود از نعمت سواد بهرة نداشت ، دوست داشت که پسر بزرگ خانواده ای پر جمعیت اش مثل خود او یک کشاورز بار بیاید تا درکارهای سخت و طاقت فرسائی کشاورزی یاری دهندة او بوده و باری از مشکلات اقتصادی خانواده را از دوش اش بردارد .
در این میان ؛ پدر معنوی او مرحوم ملّا محمد جمعه مشهور به آخند کربلائی گردوو ، نخستین کسی بود که رضایت پدر ایشان را بدست آورد ، تا پسر اش از نعمت سواد بهره مند گردد ! آخند کربلائی درنخستین روز دانش آموزی وی ، با قلم نی بر تخته ای چوبین صورتی از الفبا را ترسیم کرد ، الفبای که « آغازین» گام درمسیری بود که زندگی او را از« ابتدا » تا « انتها » « اصلاح » نموده و« ارزش» های دینی و انسانی را در وجود او « ابدیت » بخشید ! .
نخستین اساتیدی که پایه های دانش اندوزی او را در مرحلة ابتدائی و مقدمات استحکام بخشیدند :
1. پسر عموی استاد مرحوم ملّا محمد جمعه معروف به آخند کربلائی گردو .
2. مرحوم ملّا علی گوهر مشهور به شیخ آخند جیرکنه گردن .
3. ادیب توانا مرحوم ملّا غلام علی آخند بدرزار مشهور به آخند چو .
4. ابوذر زمان مرحوم استاد فاضل انگوری .
5. مرحوم آیت الله شیخ قربان علی وحیدی بنیانگذار مدرسه علمیه اوتقول .
6. شهید حجت الاسلام شیخ رمضانعلی شریفی مدرس مدرسه اوتقول .
هجرت برای ادامه ای تحصیل :
استاد بزرگوار در سال 1334 وارد مشهد مقدس گردیده و مدت سه سال در مدرسه« باغ رضوان » روزگار سخت فقر و ناداری طلبگی را با تمام وجود تجربه نمود ، تا جای که شب های فراوانی گرسنه سر بر بالین میگذاشت ! و مدت های زیاد تنها یک دست لباس پینه بسته ومندرس بدن نحیف اش را در بر گرفته بود ، طوریکه ناچار بود هنگام نظافت و شستشو، لباس هم اطاقی اش را امانت بگیرد ! اما همه ای این سختی ها ، فقر و تنگدستی ، گرسنگی و پوشش مندرس هرگز بر عزم راسخ او در دانش اندوزی تأثیری نداشت و یک آن او را از فراگیری بازنداشت ، علمائی بزرگواری همچون : مرحوم شیخ محمد تقی هروی مشهور به ادیب نیشابوری و آیت الله مهدوی دامغانی از جمله کسانی بودند که استاد در این بخش از زندگی علمی اش نزد ایشان زانوی ادب بر زمین نهاد .
در سال 1337 عازم حوزه علمیه نجف گردید تا در جوار مرقد مطهر مولای متقیان حضرت علی(ع) به تحصیلات عالی بپردازد ، اساتید وی در این دوره عبارتند از :
1. مرحوم علّامه شیخ محمد علی مشهور به مدرس افغانی .
2. مرحوم آیت الله مدنی تبریزی شهید محراب .
3. مرحوم آیت الله فلسفی .
4. آیت الله العظمی فیّاض مدّظلّه العالی .
5. مرحوم آیت الله العظمی سید محسن حکیم .
6. مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی .
7. امام خمینی قدّس سرّه الشریف .
بازگشت به وطن :
استاد پس از ده سال دوری از وطن در سال 1345 به زادگاهش بازگشت و به جرگة مُعیلان پیوست ! روح ناآرام او برای ترویج شریعت محمدی و طریقت جعفری وی را به یکی از مناطق محروم جامعة شیعی سوق داد ، در فصل خزان همین سال (1345) تنها پس از چند ماه توقف در زادگاهش ، با همراهی شریک زندگی اش در شهر گرشک ولایت هلمند سکونت اختیار نمود که مردم شیعة آن دیار طی سالهای زیاد و نسل های متوالی در حالت تقیة کامل بسر می بردند ، با وجود تهدید ها و خطرات فروان از سوی مولوی ها و جوانان متعصب سنی ، ایشان با شجاعت و بردباری کامل ، پرچم سرخ مکتب تشیّع را همچنان بر دوش گرفته و با تلاش بسیار مردم آن دیار را از حالت تقیه بیرون آورده و آذان با شهادت « ... اشهدانّ علیاً ولی الله ... » را در فضائی شهر طنین انداز نمود . وی گام آغازین را در برپائی مراسم عزاداری سالار شهیدان امام حسین(ع) به صورت آشکارا و با صلابت تمام برداشت ، چیزی که تا آن روزگار در آن دیار سابقه نداشت ! بنیانگذاری نخستین مسجد و حسینیه به کمک مردم آن شهر از دیگر کارکرد های برجسته ای استاد در آنجا است که تاکنون از ایشان به یادگار مانده است .
استاد گرامی در سال 1347 پس از بازگشت از گرشک ، برای ادامة تحصیل به همراه خانواده ای کوچک خود عازم نجف اشرف گردید ، در زمستان سال 1349 برای نخستین بار توفیق الهی یارش شد که از نجف عازم بیت الله حرام گردیده و در کنگرة جهانی و عظیم حج شرکت کند ، سفری معنوی و روحانی ای که برای او بسیار سازنده و خاطره انگیز بود . سکونت او در شهر مولا علی(ع) تنها هفت ماه طول کشید ، زیرا امتثال امر استاد (مرحوم آیت الله العظمی خوئی) و ضرورت خدمت به جامعة مظلوم و محروم تشیّع ، بار دیگر او را به وطن و سرزمین آبائی اش برگرداند .
آغاز فعالیت ها :
از سال 1350 به بعد دوران زندگی پربار تبلیغی ، فرهنگی ، مبارزاتی و خدماتی استاد بزرگوار آغاز گردید ایشان که از ناآگاهی ، فقر و تنگدستی مردم بشدت رنج میبرد خیلی زود متوجه نابودی محیط زیست منطقه گردید ، لذا با آگاهی بخشی به مردم آن دیار ، سرزمین های گستردة از سلسله کوه های منطقه داوود را منطقه حفاظت شده اعلان نموده و برای حفاظت آنها افرادی را به عنوان پیاده (محیط بان) انتخاب نموده و مقررات سختی وضع نمودند ! حاصل آن اقدام خردمندانه ؛ امروزه مناطق آباد ، سرسبز و جنگلی است که تنها ثمرة سالانة بادام کوهی آن به هزاران کیلو میرسد ، ثمرة که مردم فقیر با چیدن و فروش آن بهرة فراوانی از این مسیر عاید شان می شود .
مبارزه ای پیگیر و بی امان او در دفاع از مردم مظلوم و محروم زادگاهش ، برگی زرّین دیگری است از زندگی پر برکت ایشان ؛ در این راستا پرونده سازی دروغین اربابان و سردمداران منطقه که منافع نامشروع خود را در خطر می دیدند ، در تابستان 1353 استاد را روانة زندان داود خانی نمود ، درست یکسال بعد وی پس از تحمل شکنجه ها و سختی های فراوان از این توطئه ای شوم جان سالم بدر برده و در تابستان 1354 با افتخار تمام به زادگاهش بازگشت . پس از آزادی که بر محبوبیت بی اندازة وی نزد مردم افزوده شده بود ، مصمم تر از پیش دامن همت به کمر بسته به صورت خسته گی ناپذیر و شبانه روزی به تبلیغ وترویج دین ، خدمت رسانی به جامعه ای محروم هزاره و شیعه در سراسر جاغوری و مناطق دیگر پرداخت !
تدریس و تربیه ای شاگردان :
بخشی مهمی دیگری از زندگی استاد گرامی را تدریس علوم اسلامی تشکیل میداد ، وی که استعداد خاص و خدادادی در این زمینه داشت بارها شایستگی خود را در این راستا به اثبات رسانده بود ، ایشان پس از ورود به حوزه علمیه نجف اشرف در کمترین زمان ممکن زبان عربی را بخوبی فرا گرفت به گونه ای که همزمان با تحصیل ، تدریس به زبان عربی را شروع نموده و شاگردانی زیادی ، حتی عرب زبان را جذب این جلسات نمود ! .
پس از استقرار در وطن ، ایشان در هر شرایطی زمانی و مکانی از تدریس علوم اسلامی غفلت نکرده و بیشترین بهره را میبرد ، تعلیم و تربیه ای شاگردان بسیار در مدرسه های مهدیه سنگماشه و ولیعصر(عج) انگوری در سالهای جهاد از نقاط برجسته ای زندگی علمی استاد به شمار میرود ! در روزگار هجرت و استقرار در شهر کویته پاکستان تدریس در « دارالعلوم جعفری » بخشی دیگری از زندگی پر بار ایشان را تشکیل میدهد . در پی سپری شدن دوران سیاه حاکمیت طالبانی و برقراری نظام تازه ، استاد از نخستین کسانی بود که به وطن بازگشته و در مدرسه علمیه رسالت شهر کابل روزگاری چندی از آخرین سالهای عمر با برکت اش را همچنان صرف تدریس و تربیه شاگردان نمود .
در واقع تدریس و کشاورزی از نقاط برجسته ای زندگی استاد بوده و نزد ایشان از ارزش بسیار برخوردار بوده است ، تا جای که بار ها از این عشق و علاقه به صراحت و در مناسبت های مختلف یاد میکرد ، ثمرة با برکت سالها تلاش وی در تدریس علوم اسلامی تربیت شاگردان دانشمند و برجسته ای است که هر کدام امروزه از شخصیت های ارزشمند ، علمی و از نخبه گان وطن به شمار رفته یا میروند ، شاگردان فرهیخته ای که همگی شان خاطرات بسیار شیرینی را از دوران تلمذ نزد ایشان دارند !
زندگی سیاسی :
زندگی سیاسی نسبتاً کوتاه اما پر بار استاد با انقلاب و شورش مردم جاغوری ، علیه نظام کمونیستی آغاز گردید ، وی که ریاست سراسری حوزه جاغوری را حدود دو سال به عهده داشت ، با استخدام همکاران صالح و مردمی ، امنیت کامل را در جاغوری برقرار نموده و جنبش جهادی مردم را در این مرحلة حساس رهبری نمود ؛ بدون تردید و بدور از تنگ نظری می توان این دوره را از دوران طلائی ، تاریخ سیاسی اداری جاغوری به شمار آورد .
با ورود گروه های مختلف جهادی به هزارستان و آغاز درگیری های خونین داخلی وی از مخالفین سرسخت این رویاروی ها بوده و با خردمندی تمام و تشویق دیگر هم فکرانش به عقب نشینی، از گسترش جنگ های داخلی به جاغوری جلوگیری نمود ! بدون تردید وی یکی از منادیان و طرفداران سرسخت وحدت مردم هزاره و تشیّع بود طوریکه سالها بعد با تشکیل حزب وحدت اسلامی ایشان به صراحت از آن پشتیبانی نموده و آن را نماد تحقق آرمان های مردم مظلوم و محروم هزاره می دانست ، گویا آروزی دیرینه ای استاد جامه ای عمل پوشیده بود .
بخشی دیگری از زندگی جهادی خدماتی استاد بزرگوار برمیگردد به سالهای مختلف جهاد ، مبارزه و شهادت ؛ که مجاهدین جبهات هِنگی و گُوار ، تنگی الغزار ، زرکشان ، کوتل لرگه ، شیختراغ و کوه رئیس همیشه شاهد حضور با برکت او با کوله باری از تدارکات ، همراه با لبخند همیشگی اش بودند ، وی با دست های مبارک خود غذا های اهدائی مردم را میان سنگر نشینان تقسیم می نمود که پس از دریافت ، شادی و رضایت در چشمان ایشان موج میزد ! .
استاد بزرگوار سالها بعد طی سفری به کابل ، ضمن ملاقات با رهبر شهید بابه مزاری ، با اهداف مردمی و ضرورت دفاعی آن شهید بزرگوار همگام گردیده و به اهمیت استراتیژیکی کوه افشار پی برد ، وی شخصاً دراین راستا مردم را به همکاری فراخواند و جاده ای را برای سنگر های نگهبانی قله های کوه افشار ایجاد نمود که تاکنون آن جاده به نام « حاجی خرّمی » یاد میشود .
صفات برجسته :
حق گوئی و حقیقت جوئی از صفات برجسته ای استاد به شمار میرفت که همگان به آن معترفند ، وی در سراسر زندگی پاک و بی آلایش اش لحظة پا را از جادة راستی و درستی بیرون ننهاده و رویاروی با خرافات ، کج اندیشی ها و عملکرد های مخالف شریعت را سر لوحة زندگی اش قرار داده بود ، در این راستا به اندازه ای مصر بود که کمترین انحراف را بر نمی تابید ! وی در سالهای 75 و 76 در امامبارگاه مرکزی شهر کویته پاکستان که سمت امام جماعت آنجا را داشت با تبلیغ و روشنگری زمان آذان ظهر را از ساعت ثابت« یک » به وقت شرعی آن در تابستان و زمستان برگرداند ، عملکردی که خشم دیگران را در پی داشت و باعث شد که او را از این وظیفه کنار گذارند ، گرچه این کارکرد در آن زمان برای استاد گران تمام شد ، اما خوشبختانه امروزه آن طرح در تمام مساجد اهل تشیّع شهر کویته ملاک قرار گرفته و عملی گردیده است ، طوریکه همگان از این عملکرد بجا و درست ایشان به نیکی یاد میکنند .
کارکرد ها و خدمات :
خدمات مرحوم حاج آقای خرّمی در تأسیس مراکز دینی ، مذهبی و علمی آن قدر وسیع و گسترده است که شرح تمامی آنها از توان این قلم و از گنجایش این نبشته بیرون است . لذا با پوزش از روح مقدس آن روحانی خدمتگذار ، خستگی ناپذیر ، عالم دلسوز و مخلص به مردم ، تنها مهمترین خدمات ایشان را از باب مشت نمونة خروار ، فهرست وار به شمارش می گیریم تا باشد که مردم حق جو ، حق گو وحقیقت بین بیش از پیش به گوشه های از زندگی ارزشمند این عالم فرزانه و خادم واقعی جامعه آشنائی یابند ! :
1. تأسیس مسجد و حسینیه در شهر گرشک ولایت هلمند در سال 1347 خورشیدی .
2. تأسیس مسجد و مدرسه مهدیه(عج)در مرکز جاغوری (شهر سنگماشه) درسال1357 خورشیدی ، با همکاری الحاج فصیحی تبقوس .
3. تأسیس مسجد و مدرسه ولی عصر(عج) در شهرک انگوری جاغوری، سال 1364 خورشیدی .
4. بنیانگذاری مسجد و حسینیه قریه سادات شاه زمان انگوری .
5. ساخت مدرسه و حسینیه دهمرده گلزار با همکاری آخوند کربلائی دهمرده .
6. تأسیس مسجد و حسینیه قریه گردن داوود .
7. تأسیس مسجد و حسینیه قریة سیا ده داوود .
8. تأسیس مسجد و حسینیه قریة قلترغوی حیدر .
9. تأسیس مسجد و حسینیه قریة سرآس دولت شه حیدر .
10. تأسیس مسجد و حسینیه قریة اَسلة ، مربوط ولسوالی ناوور ولایت غزنی .
11. تأسیس مسجد و حسینیه قریة توپ دولت شه داوود .
12. بنیانگذاری مسجد و حسینیه شهر مُقُر ولایت غزنی ، در سال 1371 خورشیدی .
13. تأسیس لیسه عالی امام مهدی(عج)و بنیانگذاری مکتب دخترانه فاطمیه(س) داوود در سال 1372خورشیدی که تا کنون دانش آموزانی بسیاری « پسر و دختر» از آنجا فارغ و راهی دانشگاه های داخل و خارج از کشورگردیده اند ، خوشبختانه بسیاری از ایشان پس از فارغ التحصیلی در ادارات و یا مراکز خدماتی آموزشی کشور مشغول خدمت هستند .
14. تهداب گذاری کتابخانه و مصلّی بزرگ در منطقه اشکه داوود ، در سالروز ولادت حضرت فاطمه الزهرا(س) تابستان 1386 خورشیدی که متأسفانه عمر پر برکت ایشان دوام نیاورد و این ساختمان مهم و حیاتی ناتمام باقی مانده است .
کشاورزی و باغداری :
نوآوری و ایجاد دگرگونی در کشاورزی و باغداری یکی دیگر از خدمات ایشان بود که با ترویج روش های نوین و مُدرن برای مردم منطقه که اکثراً کشاورزند ، تحول بسیاری در کشاورزی به خصوص باغداری ایجاد نمودند ، غَرس و تربیه ای صدها نوع نهال مُثمر و وسواس بیش از حد ایشان در این زمینه شباهت بسیار به تربیة شاگردان اش داشت ، فاجعة سالهای خشکسالی آنقدر برای او سخت و ناگوار بود که نابودی هر درخت برای ایشان ، گویا به منزلة از دست دادن عزیزی بود ! که خود بارها به تلخی بسیار از آنها یاد میکرد .
وکالت :
استاد گرامی الحاج خرّمی حدود چهار دهه از عمر پر برکت اش را صرف تبلیغ احکام دین ، ترویج مذهب حقة جعفری ، تدریس علوم اسلامی و تأسیس مراکز علمی ، دینی و فرهنگی نمود که طی این سالها همواره از جمله ای معتمدین و وکلائی مراجع عظام تقلید در دوره های گوناگون بوده است :
1. وکیل مرحوم حضرت آیت الله العظمی آقای خوئی(قدس سره الشریف ) .
2. وکیل مرحوم حضرت آیت الله العظمی آقای شیرازی (قدس سره الشریف ) .
3. وکیل حضرت آیت الله العظمی آقای سیستانی دام ظلّه العالی .
4. وکیل حضرت آیت الله العظمی آقای فیّاض دام ظلّه العالی .
5. وکیل حضرت آیت الله العظمی آقای محقق کابلی دام ظلّه العالی .
اندیشه ای خدمت به مردم و جامعه ای مظلوم و محروم تشیّع تا آخرین لحظات عمر شریف و با برکت اش از وی یک فرد خستگی ناپذیر و فوق العاده مقاوم ساخته بود که در سفر نهائی اش به مشهد مقدس نیز هدف وی جمع آوری کمک برای توسعه و بازسازی مسجد و مدرسه ولیعصر(عج) شهر انگوری بود ، سرانجام در عصر روز جمعه تاریخ 8 / 8 / 1388 همزمان با سالروز ولادت امام هشتم (ع) و در کنار بارگاه ملکوتی آنحضرت ، همچون میزبان غریب اش غریبانه چشم از جهان فرو بسته ، چراغ عمرشریف اش خاموش گردیده و جسم و جان ناآرامش در جوار حضرت حق برای همیشه آرام گرفت ! .
پروردگارا ؛ به روح بزرگ آن بزرگمرد عالم ، دانشمند پارسا و خادم دلسوز مردم ، بخشش و رحمت بی منتهائی خود ؛ و به من و همه ای دوستدارانش صبرو بردباری ویژه عنایت فرما ، آمین یا رب العالمین .
روح اش شاد و یاد اش گرامی باد